مطهری های زمان ما

پرده اول:

چند سال پیش در هیئت پای صحبت سخنران بودم که بحث به اینجا رسید: «شهید مطهری را در خواب دیده اند که در مورد کتاب حماسه حسینی نظر داده و تمام مطالب آن کتاب را مورد تائید ندانسته» و بعد طبق معمول خودش و خودشان؛ عزاداری و علی الخصوص روضه خوانی به سبک من در آوردی را توجیه کرد. خیلی سعی کردم تا با آن به اصطلاح خودشان دانشمند محترم صحبت کنم ولی شور و حال جمعیت اجازه نداد؛ با یکی از دوستان مطرح کردم حرفی زد که در یادم ماند؛ با کمی عصبانیت گفت: «اگر من جای تو بودم همان وسط مجلس پا میشدم و تذکر میدادم. نمیگویم مطهری قابل نقد نیست ولی اینها بیایند یکی مانند مطهری بیرون بدهند و اندیشه هایش را نقد کنند نه اینکه به خواب متوسل شوند.»

پرده دوم:

در اخبار نکته ای توجهم را جلب کرد. خبری به نقل از مهدوی کنی در انتقاد از رسانه ملی و مسابقه از تو میپرسند.  متن خبر 

آیت الله مهدوی کنی فرموده اند: "چقدر میگویید شهید مطهری، شهید مطهری ، حرف دیگری ، مطلب دیگری نیست!؟ در این سی سال در شهید مطهری مانده ایم"

پرده سوم:

در جمعی از دوستان بودیم حرف از دانشگاه امام صادق (ع) شد. در مناقب فارغان تحصیل از این دانشگاه چنین رفت:

*دانش آموختگان آنجا به یکباره ۲۰ سال بزرگتر از خودشان میشوند. 

*دانش آموختگان آنجا به یکباره صاحبان قباله دار مملکت میشوند.

*دانش آموختگان آنجا به یکباره در همه چیز صاحب نظر میشوند.

*دانش آموختگان آنجا به یکباره همه چیز را باید آن طور ببینند که فقط آنها میخواهند.

*دانش آموختگان آنجا به یکباره می شوند نکیر و منکر و همه باید به آنها جواب پس بدهند.

*دانش آموختگان آنجا به یکباره خیلی چیز ها می شوند که جای گفتن ندارد.

پرده چهارم:

در هیچ جمعی نبودم و با خودم فکر کردم که حضرت آیت الله با این همه مطهری که تربیت کرده اند؛ باید هم به رسانه ملی انتقاد کنند. آخر بس نشد؟ چرا باید ۳۰ سال در مطهری متوقف شویم وقتی این همه مطهری زمان داریم؟  

پرده پنجم:

...

/ 0 نظر / 12 بازدید