و...

عصبی که میشوم خوابم می برد

چند روز است حسابی خواب آلودم

/ 158 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرآفرین

راستی این برنامه که ظهرای جمعه پخش میشه که نمیدونم اسمش چیه،را شما مینوسین؟ اگه مینویسین که خیلی توپه!اما اگه نمینویسین خوب هیچی دیگه! [سوال][سوال][سوال][سوال][سوال] خداحافظ یا علی [خداحافظ]

مانا....

بارها اومدم که بگم... ممنون... بابت برنامه ی اون روز نمایشگاه کتاب... و اون همه خستگی... اون همه تماس و استرس شما... حضور وحید خوبمان و خافظ عزیز... حضور سعید عزیز... [گل] سپاس... خسته نبینمتان...

.....

نه بابا .... مثل اینکه بد جوری خورده تو حالت[خنده] که دیگه روی برگشتن و نوشتن نداری اقای سردبیر[قهقهه]

رومینا

سلام اقای جوادزاده [لبخند] مراسم تقدیر از اقای گیل آبادی دیدمتون [گل] روز جالبی بود [گل] با جناب عبدی بودم مب جالبی دارید موفق باشید [تایید][دست]

عرفانه

بابا ایول..این همه کامنت؟ خیلی وقته اینجا نیومدم نه؟ ایشالله جبران می کنم تو تابستون..[نیشخند]

میرکریمی

کسی جات نمی نویسد این چه نوشته جاتی است

ياس آبي

سلام ديروز يه چند دقيقه فوتبالو از راديو گوش كردم خيلي جالب گزارش ميكنين [عینک]اصلا دست رو هرچي بذارين ميتركونين[چشمک]

عقیق135

گوش کن!صدای ساعت تاریخ به گوش می رسد: نگاه سردمردم بودوآتش صدابین صداگم بودوآتش به جای تسلیت باشاخه گل هجوم دودهیزم بودوآتش . . گل یاس وهجوم لشگرخار و یا انسیه الحورا و اشرار نبودی پشت درتاکه ببینی چه بامادرنموده در و دیوار . آری3جمادی الثانی نزدیک است برخیز!ذهنت راازغبار عصبیت ها پاک کن اینک وقت خواب نیست!!!مادرش رابه ظلم کشته اند سزاوار نیست که خواب آلودازکنارش بگذری وبگذاری به تنهایی وغربت درغم مادرش اشک بریزد... توضیح:لطف کنید ازخواب بیدار شیدوجهت دلداری به او و یادآوری مظلومیت مادرش دستی به وبلاگتون بکشید

مریم صادقیان امین

مثل دیگ زود پز باشید وقتی جوش میاره سوت میزنه[نیشخند] یه لیوان آب خنک بخورید استاد