سال نو مبارک

سلام
عیتون زیادی مبارک
به قول یکی از دوستان
شرمنده از آنم که نباشم به سرایم
تا با تو سلامی و علیکی بنمایم
میخواستم تو عید بنویسم ولی بر خلاف انتظار حسابی سرم شلوغ شد الانم که دارم این مطلب رو مینویسم ساعت از وقت اداریه خانواده گذشته و احتمالا فردا شب دو سه ساعت زود تر بخوابم که جبران زمان از دست رفته ی خواب برای این مطلب باشد.
و اما یکی از دوستان که الان دیگر در رادیو جوان نیست سال نو را احمقانه توصیف کرده و اینطور نوشته که:
جای لگدی که دوستان در رادیو جوان به ما زدند
این حرف رو یکی از اخراجیهای رادیو جوان نوشته که تا اونجای من سوخت بعد از خوندن این متن.
من اتفاقهای نیمه ی اول سال ۸۶ رو داشتم فراموش میکردم یعنی کرده بودم ولی این مطلب عیدانه چنان ناجوانمردانه جای سیلی های ممتد حماقتهای اینان را بر صورت و پیکر من و رادیو  سرخ کرد که سوختم.
امشب نمینویسم که چه گذشت بر من و رادیو از حماقت جمعی خود شیفته ی نا لایق! شاید کظم غیظ شد و گذشتم. ولی اگر بار دیگر مجالی دست داد تا آپ کنم این وامانده را و البته اگر خشم کنونی ام از این نامرد مردم فروکش نکرد؛ خواهم نوشت که چه بر رادیوی جان حوان گذشت از این بی خردی ها و نا کار آمدی ها! و چه ها کشید این ... لااله الا الله 
<<دعایم کنید غیظم بخوابد و گرنه برادر کشی خواهد شد خدای ناکرده>>

/ 0 نظر / 20 بازدید