اربعین شد ندیدنت...

شعری که خانم ریحانه تو نظرات گذاشته بودن حالم و خوب کرد و به نظرم برای پست اربعینی نوشته جات همین شعر از سید حمید رضا برقعی مناسب باشه:

ایـــن اشــــک‌ها بـه پای شما آتشم زدند 
شکـــر خـــدا بـــرای شـــمــا آتشم زدند


مـــن جبـــرئیـــل ســوختـه بالم، نگاه کن
معـــراج چشـــم‌های شـــمــا آتشم زدند


ســـر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم
هـــر جـــا که درعـــزای شـما آتشم زدند


از آن طــــرف مــدینه و هیزم، از این طرف
بــــا داغ کـــربلـــای شـــمــا آتشـم زدند


بــــردنــــد روی نیـــزه دلــم را و بعد از آن
یـــک عمـــر در هـــوای شــما آتشم زدند


گفتم کجاست خانه‌ی خورشید شعله‌ور؟
گــفتنـــد بـــــوریای شما، آتشم زدند...


دیــــروز عصـــر تعــزیه خــوانان شهرمـان 
همــــراه خیمـــه‌های شـمـا آتشــم زدند


امــــروز نیـــز نیـــّر و عمّـان و محتــشـم
بـــا شعـــر در رثــای شمــا آتشــم زدند


«دیشـــب اگـــر به داغ شهیدان گداختم
امشــب ولـی بــرای شمــــا آتشم زدند


تــا بـــا خبـر ز شـــور نیستـــانی‌ام کنند
مــاننــد نینـــوای شمــا آتــــشـــم زدند»

سید حمید رضا برقعی

 

پانوشت:

برای جشنواره 137 ثانیه ای, فیلمای خوبی اومده, اگه اهل فیلم ساختنین هنوز دیر نشده. اطلاعات بیشتر خواستین برین اینجا یا اینجا, اگه خواستین منم میتونم کمکتون کنم.

احتمالن فیلمایی که میسازین در کنار فیلم آدمهایی چون حسین لطیفی و فرزاد موتمن و کمال تبریزی و ... به نمایش در خواهد آمد.

یاعلی

/ 0 نظر / 15 بازدید