انسانها چند دسته اند؟

انسانها چند دسته اند؟

چند سالیست به این سوال فکر میکنم. چند سال که دروغ است، ولی فکر میکنم!

 بالاخره انسانها چند دسته اند؟

بهترینشان کدام است؟ به چه کسی میتوان تکیه کرد؟ به چه کسی میتوان با اطمینان پشت کرد و مطمئن بود که نه تنها خنجری از پشت به کمرت نمی زند، بلکه جلوی گزند دیگران را هم میگیرد.

یادم هست چند سال پیش از یکی از دوستانم پرسیدم مهاجمی که در طول بازی یک موقعیت داشته و آنرا گل کرده بهتر است یا مهاجمی که از ده موقعیت سه گل زده؟ گفت اولی گفتم احسنت.

حالا که فکر میکنم می بینم نکند اولی شانسی موقعیت داشته و دومی خودش خلق موقعیت کرده! اگر اینطور باشد که دومی خیلی بهتر است!

ما ها چند دسته ایم؟ ما ها منظورم ما انسانهاست خدای نکرده!

ان اکرمکم عند الله چی چی کم؟ اتقیکم؟ لا ولله

این بزرگترین دروغ ما انسانهاست!

این را انصافا راست میگویم که چند سال است به این فکر میکنم که چرا اینهمه حدیث و آیه و حکایت داریم در باب ان اکرمکم عند الله ...

سوره عبس را که میخوانم ... عبس و تولی ...

داستان بهلول را که میخوانم ... بیا آستین پلو بخور ...

شعر سعدی را که میخوانم ... نه همین لباس زیباست ...

مگر آن زمان ها چقدر مردم به پول احترام میگذاشتند!؟ واقعا آن موقع ها پول خیلی احترام داشته؟ اصلا مگر احترام میگذاشتند

 وقتی پیغمبرٍ بی پول آنهمه احترام داشت؟

وقتی بهلول را یک شهر میشناختند؟

 وقتی سعدی را دانشمند ایران میدانستند و نسبتٍ با او را فخر میدانستند؟!

هیچ وقت باورم نمی شد مردم انقدر عجیب باشند تا الان که می فهمم مردم عجیبند. آن هم چقدر عجیب.

سال اول راهنمایی بودم از یک مدرسه ی غیر انتفاعیه کاملاٌ دینی مجبور شدم به یک مدرسه دولتی کاملا غیر دینی بروم.

دقیق یادم هست وقتی اولین بار زنجیر طلا را در گردن کناری ام دیدم، دو روز گریه کردم و شاید سه ماه امر به معروف.

کامل به یاد دارم که وقتی سر کلاس معلم داشت وضو آموزش می داد یکی از بچه ها حرف زد که معلم با طشر به او گفت: تو که انقدر حرف میزنی وضو بلدی؟ و پسر گفت نه! اول فکر کردم معلم را مسخره میکند! به کناری ام گفتم عجب جراتی دارد. گفت نه بلد نیست، منم بلد نیستم! دیگر مخم تعطیل بود!

سال دوم راهنمایی وقتی امتحان دینی داشتیم یکی از بچه ها که در طول سال خودش را مذهبی جلوه داده بود داشت روش غسل ترتیبی را حفظ میکرد برای امتحان!

وقت نماز من و ده نفر دیگر نماز میخواندیم!

...

و من همیشه فکر میکردم که چرا تا آن موقع در مدرسه انقدر به نماز تاکید میکردند! مگر نیاز به تاکید داشت؟

وقتی معلم گفت ما شاگردی داشتیم که پدر و مادرش نماز نمیخواندند ولی خودش میخواند...

انصافا خیلی سال است که فکر میکنم مردم چند دسته اند؟

فکر میکنم چند دسته!

یکی یک لایه... یکی دو لایه... یکی چند لایه!

عجب سیال ذهنی شد این مطلب!

راستی ان اکرمکم عند الله چی چی کم؟   

/ 0 نظر / 43 بازدید